ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )

42

الفهرست ( فارسى )

زشت و ناپسند ندارى ، و نزد رسول خدا كاتب وحى بودى ، بيا و بجستجوى قرآن برخيز ، و آن را جمع‌آورى بنما . زيد گويد ، به خدا سوگند ، كه برداشتن كوهى از كوهها بر من سنگين‌تر از كار جمع‌آورى قرآن نبود . من از روى تكه پاره‌ها ، و سنگهاى سفيد ، و ساقهء شاخه‌هاى درخت خرما ، و سينه‌هاى مردم آن را جمع كردم . حتى سوره توبه‌اى را كه نزد ابو خزيمه انصارى يافتم نزد هيچ‌كسى نديده بودم : - لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ - تا آخر سوره « 1 » . اين قرآن تا زمانى كه ابو بكر حيات داشت نزد او بود . پس از وفاتش عمر آن را با خود داشت و پس از مرگ عمر نزد حفصه دختر عمر بود . محمد بن اسحاق گويد : شخص موثقى روايت كرده است كه حذيفة بن يمان از عراق بر عثمان وارد گرديد و بعثمان گفت : درياب اين امت را قبل از آنكه در قرآن همان اختلافى را پيدا نمايند كه يهود و نصارى در كتاب خود پيدا نمودند . عثمان براى حفصه پيغام فرستاد كه قرآن را براى ما بفرست تا چند نسخه از آن برداريم و سپس آن را به تو بازگردانيم . حفصه آن را براى عثمان فرستاد . و عثمان ، بزيد بن ثابت ، و عبد اللّه بن زبير ، و سعيد بن عاص ، و عبد الرحمن بن حارث بن هشام دستور داد از آن نسخه‌بردارى كنند ، و بقريشيان گفت اگر ميان شما و زيد بن ثابت اختلاف در چيزى از قرآن پديد آيد آن را به زبان قريش بنويسيد زيرا قرآن به زبان قريش نازل گرديده ، و آنان نيز به همين گونه رفتار نمودند ، و همين‌كه نسخه‌بردارى پايان يافت عثمان آن قرآن را بحفصه برگردانيد و از آن نسخه‌ها بهر طرف نسخه‌اى فرستاده و امر كرد غير از آن هرچه باشد بسوزانند . باب نزول قرآن در مكه و مدينه و ترتيب نزول آن ابو الحسن محمد بن يوسف از قول ابو عبد اللّه محمد بن غالب براى من حكايت كرد : - در سال دويست و نوزده كه عبد اللّه بن حجاج مدينى از مدينه آمد از قول بكر بن عبد الوهاب مدينى از محمد بن عمر واقدى ، و او از معمر بن راشد ، و او از زهرى ، و او از محمد بن نعمان بن بشير حكايت كرد : اول چيزى كه از قرآن بر پيغمبر صلعم نازل گرديد ، اقرأ باسم ربك الذى خلق - تا علم الانسان ما لم يعلم - بود . پس از آن - ن و القلم - پس از آن - يا ايها المزمل است كه آخر آن در راه مكه نازل گرديد . پس از آن - المدثر است . و از مجاهد چنين روايت شده : - تبت يدا ابى لهب - پس از آن - اذ الشمس كورت - پس از آن - سبح اسم ربك الاعلى - پس از آن - أ لم نشرح لك صدرك - پس از آن - و الفجر - پس از آن - و الضحى - پس از آن - و الليل - پس از آن - و العاديات ضبحا - پس از آن - انا اعطيناك الكوثر - پس از آن - الهيكم التكاثر - پس از آن - أ رأيت الذى - پس از آن -

--> ( 1 ) آيه‌هاى 129 - 130 آخر سورهء توبه است ( رجوع كنيد به قرآن سوره توبه ) .